<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>shaad.ir</title>
<link>http://shaadir.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 06 Feb 2012 09:11:40 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>موفقیت در سنین مختلف</title>
<link>http://shaadir.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: 13px; line-height: 23px; background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;&lt;p&gt;در ٤ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در ٦ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه (از مدرسه)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در ١٢ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست (یافتن)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در ١٨ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... گرفتن گواهى نامه رانندگى&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در ٢٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در ٣٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در ٤٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در ٥٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در ٦٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در ٦٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... تمدید گواهى نامه رانندگى&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در ٧٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست (تنهایی)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در ٧٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه (از هر کجا)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در ٨٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Mon, 06 Feb 2012 09:11:40 GMT</pubDate>
<dc:creator>shaadir</dc:creator>
<guid>http://shaadir.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حاضر جوابی ها‎</title>
<link>http://shaadir.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: 13px; line-height: 23px; background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;می گویند:  &quot;مریلین مونرو ” یک وقتی نامه ای به ” البرت اینشتین ” نوشت:&lt;br /&gt;    فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه هایمان به زیبایی من و هوش و نبوغ تو. . .  چه محشری می شوند!&lt;br /&gt;    &quot;اینشتین”در جواب نوشت:&lt;br /&gt;    ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانوم.&lt;br /&gt;    واقعا هم که چه غوغایی می شود!&lt;br /&gt;    ولی این یک روی سکه است، فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود!&lt;br /&gt;  &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Mon, 06 Feb 2012 09:07:44 GMT</pubDate>
<dc:creator>shaadir</dc:creator>
<guid>http://shaadir.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>طنز ادبی</title>
<link>http://shaadir.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: 13px; line-height: 23px; background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;&lt;p&gt;وصلت ما از ازل یک وصلت ناجور بود&lt;br /&gt;من که خود راضی به این وصلت نبودم زور بود&lt;/p&gt;&lt;p&gt;درس و دانشگاه بالکل بی بخارم کرده بود&lt;br /&gt;بسکه بودم سر بزیر و در غذا کافور بود&lt;/p&gt;&lt;p&gt;رخت دامادی پدر با زور کرد اندر تنم&lt;br /&gt;گفت باید زن بگیری وَ خود این دستور بود&lt;/p&gt;&lt;p&gt;چندباری خواستگاری رفته بودم بد نیود&lt;br /&gt;میوه می خوردیم و کلاً سور و ساتم جور بود&lt;/p&gt;&lt;p&gt;این یکی گیسو کمند و وان یکی بینی بلند!&lt;br /&gt;این یکی چشم آبی و آن دیگری مو بور بود&lt;/p&gt;&lt;p&gt;سومی هم دو برادر داشت هر جفتش خفن&lt;br /&gt;اولی خر فهم بود و دومی خر زور بود&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خانواده گرچه یک اصل مهم در زندگی است&lt;br /&gt;انتخاب اولم ناجور و باباش مرده شور بود&lt;/p&gt;&lt;p&gt;تیکه‌ای بود دیدنی، هم صورت وهم سیرتش&lt;br /&gt;مشکلش در آن هزاران سکه ، از مهر خانم مزبور بود&lt;/p&gt;&lt;p&gt;با خودم گفتم که کی داده...گرفته، بی خیال&lt;br /&gt;حیف از شانس بدم کو، دامادشان مأمور بود&lt;/p&gt;&lt;p&gt;این غزل را توی زندان من سرودم یک نفس&lt;br /&gt;شاهدم ناصر سه کلّه با کَرم وافور بود&lt;/p&gt;&lt;p&gt;زن عذاب است و همه‌اش درد و بلا، با این وجود&lt;br /&gt;می گرفتم یک زن دیگر اگر مقدور بود&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Fri, 06 Jan 2012 15:57:48 GMT</pubDate>
<dc:creator>shaadir</dc:creator>
<guid>http://shaadir.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حیف نون در یک تست هوش</title>
<link>http://shaadir.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>حیف نون در یک تست هوش دردانشگاه که جایزه یک میلیون دلاری براش تعیین شده شرکت کرد سوالات این مسابقه به شرح زیر بود&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	جنگ 100 ساله چند سال طول کشید؟&lt;br /&gt;
	... الف- 116 سال ب- 99 سال ج- 100 سال د- 150 سال&lt;br /&gt;
	... ... حیف نون  از این سوال بدون دادن جواب عبور کرد&lt;p&gt;

&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Nov 2011 11:41:50 GMT</pubDate>
<dc:creator>shaadir</dc:creator>
<guid>http://shaadir.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جغرافیاى خانم ها و آقایان</title>
<link>http://shaadir.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>&lt;span style=&quot;font-size: 17px; font-family: Times New Roman; font-weight: bold; color: rgb(153, 51, 0);&quot;&gt;جغرافیاى خانم ها&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	خانم ها در سن ۱۸ تا ۲۱ سالگى ، مانند آفریقا یا استرالیا هستند :&lt;br /&gt;
	نیمه کشف شده، وحشى، با زیبایى هاى افسون کننده ى طبیعى.&lt;br /&gt;
	در سن 21 تا ۳۰ سالگى، مثل امریکا یا ژاپن هستند:&lt;br /&gt;
	کاملا کشف شده، بسیار توسعه یافته، آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد یا اتومبیل .&lt;br /&gt;
	در سن 30 تا ۳۵ سالگى، مانند هند یا اسپانیا هستند:&lt;br /&gt;
	بسیار داغ، آسوده خاطر و آرام، و آگاه به زیبایى هاى خود.&lt;br /&gt;
	بین سن 35 تا ۴۰ سالگى، مانند فرانسه یا آرژانتین هستند:&lt;br /&gt;
	بدین معنا که اگر چه ممکن است در جریان جنگ نیمه ویران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسیارى براى تماشا دارند .&lt;br /&gt;
	در سن 40 تا ۵۰ سالگى، مثل یوگسلاوى یا عراق هستند:&lt;br /&gt;
	جنگ را باخته اند. هنوز گرفتار اشتباهات پیشین اند. و به باز سازى کامل نیاز دارند .&lt;br /&gt;
	بین 50 تا ۶۰ سالگى، مانند روسیه یا کانادا هستند:&lt;br /&gt;
	بسیار پهناور، آرام و مرز ها بدون مرزبان، اما سرماى زیاد، خلایق را از آنان می رماند..&lt;br /&gt;
	در سن 60 تا ۷۰ سالگى، مانند انگلستان یا مغولستان اند:&lt;br /&gt;
	با یک گذشته ى درخشان و بدون آینده .&lt;br /&gt;
	بعد از ۷۰ سالگى، شبیه آلبانى یا افغانستان اند:&lt;br /&gt;
	همگان میدانند که در کجایند، اما هیچکس به سراغ شان نمى رود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style=&quot;font-size: 17px; font-family: Times New Roman; font-weight: bold; color: rgb(153, 51, 0);&quot;&gt;جغرافیاى آقایان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	از 18 تا 50 سال مثل ایران :&lt;br /&gt;
	راهنما و حلال مشکلات دنیا ولی در کار خود مانده .&lt;br /&gt;
	در سن 50 تا 65 سالگى، مانند کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق:&lt;br /&gt;
	با یک گذشته ی درخشان.&lt;br /&gt;
	بعد از 65 سالگى، شبیه عربستان هستند:&lt;br /&gt;
	همگان فقط به خاطر مال و ثروت به آنها احترام می گذارند .&lt;p&gt;

&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Nov 2011 11:38:14 GMT</pubDate>
<dc:creator>shaadir</dc:creator>
<guid>http://shaadir.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قرار ازدواج</title>
<link>http://shaadir.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>من خیلی خوشحال بودم. من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم. والدینم
 خیلی کمکم کردند، دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده 
ای بود. فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…!&lt;br /&gt;
	اون دختر باحال، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم.&lt;br /&gt;
	یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم... خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی!&lt;br /&gt;
	سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت&lt;br /&gt;
	اگه همین الان 50 هزار تومان به من بدی بعدش حاضرم با تو...&lt;br /&gt;
	من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم.&lt;br /&gt;
	اون گفت: من میرم توی اتاق و اگه مایلی بیا پیشم.&lt;br /&gt;
	وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خیره شده بودم و بعد از رفتنش 
چند دقیقه ایستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم..&lt;br /&gt;
	یهو با چهره نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم!!&lt;br /&gt;
	پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بیرون اومدی…!&lt;br /&gt;
	ما خیلی خوشحالیم که چنین دامادی داریم و هیچکس رو بهتر از تو نمی تونستیم برای دخترمون پیدا کنیم. به خانواده ی ما خوش اومدی..&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نتیجه اخلاقی: همیشه سعی کنید کیف پولتون رو توی داشبورد ماشینتون بذارید شاید براتون شانس بیاره.&lt;p&gt;

&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Nov 2011 11:36:45 GMT</pubDate>
<dc:creator>shaadir</dc:creator>
<guid>http://shaadir.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سری جدید پـَـ نه پَــ</title>
<link>http://shaadir.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>
	رفتم پمپ بنزین به یارو میگم ۴۰ تا بزن&lt;br /&gt;
	میگه ۴۰ لیتر؟&lt;br /&gt;
	پَـــ نَ پَــــ ۴۰ تا قاشق چای خوری&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;p&gt;
	به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟ میگه از شوهرش؟؟؟؟؟&lt;br /&gt;
	پَـــ نَ پَــــ چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;p&gt;
	دوستم در یخچالو باز کرده,دیده هیچی توش نیس,میپرسه:واقعا خالیه!؟&lt;br /&gt;
	پَــ نَ پَـــ هیدنشون کردیم که غریبه ها نبیننشون !!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;

&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 27 Nov 2011 12:20:57 GMT</pubDate>
<dc:creator>shaadir</dc:creator>
<guid>http://shaadir.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نمیدونم چه صیغه ایه‎</title>
<link>http://shaadir.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>نمیدونم چه صیغه ایه؛ بلا که نازل میشه همزمان چندتا با هم از زوایای مختلف
 جیگرتو حال میارن، نمیدونم چه صیغه ایه این دنیا؛ نه اومدنش دست خودمونه، 
نه رفتنش&lt;br /&gt;
	 نمیدونم چه صیغه ایه؛ بعد یه سفر طولانی دستشویی خونه خود آدم یه صیغه 
دیگه ست، نمیدنم چه صیغه ایه؛ یه مشت بادوم میخوریم آخریش تلخ از آب 
درمیاد، مزه خوب دهنو عوض میکنه&lt;br /&gt;
	 نمیدنم چه صیغه ایه؛ هر موقع میخوای شیک صحبت کنی توپق میزنی،  نمیدنم چه
 صیغه ایه؛ هر چیز خوب تو زندگی یا غیر قانونیه و یا غیر اخلاقی و یا چاق 
کننده&lt;p&gt;

&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 27 Nov 2011 12:17:06 GMT</pubDate>
<dc:creator>shaadir</dc:creator>
<guid>http://shaadir.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>لطیفه ها</title>
<link>http://shaadir.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>زنگ که بزنی آتش نشانی نیم ساعت با بازجویی از شما و گرفتن تلفن و ... با سلام و صلوات می رسه،&lt;br /&gt;
	اما زنگ بزن گشت ارشاد بگو همسایه روبرویی پارتی گرفته،&lt;br /&gt;
	قبل از این که گوشی را بگذاری زمین،&lt;br /&gt;
	با سه تانک و 2 هلیکوپتر از زمین و هوا می ریزن اونجا.&lt;br /&gt;
	تازه حکم ورود به منزل هم دستشونه ! با همین سرعت !!!!&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	*********&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نمایندگان عزیزمون در مجلس طرح کاهش رابطه با انگلیس رو تصویب کردن.&lt;br /&gt;
	مثل این می مونه که مثلا استاد اسدی دیوید بکهام رو تو خیابون ببینه بهش محل نذاره!!&lt;p&gt;

&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 27 Nov 2011 12:15:18 GMT</pubDate>
<dc:creator>shaadir</dc:creator>
<guid>http://shaadir.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>لطیفه هایی برای لحظه ای شاد بودن</title>
<link>http://shaadir.blogfa.com/post-38.aspx</link>
<description>در پی انفجار صورت گرفته در تهران ...&lt;br /&gt;
	احمدی نژاد : حالا که قادر به محو کردن اسراییل نیستیم ، به حول و قوه الهی ، ایران را از نقشه جهان محو خواهیم کرد !&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	********&lt;br /&gt;
	ظهر اعلام کردن 27 نفر تو انفجار کشته شدن&lt;br /&gt;
	شب اعلام کردن 17 نفر تو انفجار کشته شدن&lt;br /&gt;
	.&lt;br /&gt;
	.&lt;br /&gt;
	.&lt;br /&gt;
	لابد خبر 20:30 فردا شب اعلام می کنه چند نفر هم تو اون گیر و دار به دنیا اومدن&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;p&gt;

&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 14 Nov 2011 11:30:13 GMT</pubDate>
<dc:creator>shaadir</dc:creator>
<guid>http://shaadir.blogfa.com/post-38.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>

